۰۰:۵۸

۱۴۰۵/۰۷/۲۷

آزادگان؛ مردانی که اسارت را شکستند

رامهرمزآنلاین| ۲۶ مردادماه، سالروز آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، فقط یادآور پایان سال‌های اسارت نیست؛ این روز روایت مردانی است که در دشوارترین شرایط، با حفظ ایمان، کرامت و امید، اجازه ندادند دیوارهای اردوگاه‌های دشمن اراده آنان را درهم بشکند؛ مردانی که بازگشتشان، فصل تازه‌ای از روایت مقاومت و آزادگی را در تاریخ ایران رقم زد.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری-تحلیلی رامهرمز‌آنلاین؛ ۲۶ مرداد برای ملت ایران صرفاً سالروز بازگشت گروهی از رزمندگان از اردوگاه‌های اسارت نیست؛ این روز را باید یکی از نقاط درخشان حافظه تاریخی ایران دانست؛ روزی که «انتظار» به «وصال» رسید و مردانی که سال‌ها پشت دیوارهای اردوگاه‌های رژیم بعث عراق زیسته بودند، دوباره بر خاک وطن قدم گذاشتند. در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹، روند بازگشت آزادگان به میهن آغاز شد و مرز خسروی به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های این بازگشت تاریخی تبدیل شد.

اما اگر بخواهیم این واقعه را صرفاً به یک تاریخ و یک رویداد تقویمی تقلیل دهیم، بخش مهمی از حقیقت را نادیده گرفته‌ایم. اهمیت آزادگان در «بازگشت» آنان خلاصه نمی‌شود؛ آنچه این مردان را در حافظه تاریخی ملت ایران ماندگار کرده، کیفیت ایستادگی آنان در سال‌هایی است که بازگشت، برایشان یک رؤیا بود و آزادی، چیزی دورتر از دسترس روزمره.

آزادگان در شرایطی زندگی کردند که دشمن تلاش می‌کرد نه فقط جسم، بلکه اراده و هویت آنان را درهم بشکند. با این حال، روایت‌های برجای‌مانده از دوران اسارت نشان می‌دهد که بسیاری از آنان، اردوگاه را به صحنه‌ای دیگر برای مقاومت تبدیل کردند؛ مقاومتی که این‌بار نه با سلاح، بلکه با ایمان، صبر، حفظ هویت و نپذیرفتن تحقیر معنا پیدا می‌کرد. گزارش‌های منتشرشده درباره تجربه آزادگان نیز بر همین وجه از مقاومت آنان تأکید دارد.

از این منظر، شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین پیروزی آزاده، روزی نبود که در اردوگاه به رویش گشوده شد؛ پیروزی اصلی، سال‌هایی بود که درِ اردوگاه بسته ماند اما درِ امید در وجود او بسته نشد.

این تفاوتی اساسی است؛ زیرا تاریخ جنگ‌ها معمولاً با پیروزی‌ها و شکست‌های نظامی روایت می‌شود، اما تاریخ اسارت، بیشتر تاریخ «انسان» است؛ انسانی که در شرایطی غیرانسانی باید تصمیم بگیرد آیا همچنان می‌تواند خود، باورها و کرامتش را حفظ کند یا نه. آزادگان در چنین آزمونی، معنای دیگری از مقاومت را به نمایش گذاشتند.

از همین‌جاست که واژه «آزادگی» در کنار نام آنان معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. آزادگی الزاماً به معنای نداشتن زنجیر نیست؛ گاهی آزادگی یعنی انسان در شرایطی که همه ابزارهای انتخاب از او گرفته شده، همچنان بر انتخاب اخلاقی و انسانی خود پافشاری کند.

آزادگان سال‌ها از خانواده‌های خود دور بودند؛ اما این فاصله، پیوند عاطفی آنان با خانه و وطن را از میان نبرد. در سوی دیگر این ماجرا نیز خانواده‌هایی حضور داشتند که سال‌های طولانی را با چشم‌انتظاری سپری کردند. بنابراین، اگر اسارت را یک رنج بدانیم، این رنج تنها بر دوش آزاده نبود؛ خانواده او نیز سهم بزرگی از آن را در سکوت تحمل می‌کرد.

مادرانی که هر صبح با امید خبری تازه چشم می‌گشودند، همسرانی که سال‌های جوانی را در انتظار سپری کردند و فرزندانی که بخشی از کودکی و نوجوانی خود را با جای خالی پدر پشت سر گذاشتند، هرکدام بخشی از روایت آزادگان هستند. به همین دلیل، بازگشت آزادگان در سال ۱۳۶۹ تنها بازگشت چند هزار انسان به خاک وطن نبود؛ بازگشت امید به خانه‌هایی بود که سال‌ها با انتظار زندگی کرده بودند.

تصویر ورود آزادگان به کشور، از همین جهت، تصویری صرفاً نظامی یا سیاسی نیست؛ تصویری عمیقاً اجتماعی و انسانی است. اشک شوق خانواده‌ها، استقبال مردم و بازگشت مردانی که سال‌های عمر خود را در اسارت سپری کرده بودند، یک تجربه مشترک ملی را شکل داد؛ تجربه‌ای که هنوز پس از گذشت دهه‌ها در حافظه ایرانیان باقی مانده است. منابع تاریخی و گزارش‌های سالگرد این مناسبت نیز بر همین وجه اجتماعی و عاطفی بازگشت آزادگان تأکید کرده‌اند.

اما مسئله امروز چیست؟

مهم‌ترین پرسش درباره آزادگان در روزگار ما، فقط این نیست که چگونه از آنان تجلیل کنیم؛ پرسش مهم‌تر این است که چگونه تجربه آنان را به زبان نسل امروز منتقل کنیم.

نسلی که جنگ را ندیده، اردوگاه اسارت را تجربه نکرده و بسیاری از تصاویر آن دوران را تنها در قاب عکس‌ها و مستندها دیده است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند روایت درست و انسانی این تاریخ است. اگر روایت آزادگان تنها به چند مراسم رسمی، چند بنر مناسبتی و چند جمله تکراری محدود شود، بخش بزرگی از ظرفیت تربیتی و تاریخی این میراث از دست خواهد رفت.

آزادگان را باید روایت کرد؛ نه فقط به عنوان «قهرمانان یک دوره تاریخی»، بلکه به عنوان انسان‌هایی که در موقعیتی استثنایی، تجربه‌ای استثنایی از صبر و انتخاب را پشت سر گذاشتند.

این روایت می‌تواند برای جامعه امروز نیز حرف داشته باشد. جامعه‌ای که با انواع بحران‌ها، فشارها و دشواری‌ها مواجه است، بیش از هر چیز به الگوهایی نیاز دارد که نشان دهند دشواری، الزاماً پایان راه نیست. تجربه آزادگان یادآوری می‌کند که انسان می‌تواند در شرایط سخت نیز کرامت خود را حفظ کند و امید را به عنوان یک سرمایه درونی زنده نگه دارد.

البته پاسداشت آزادگان نباید به تقدیس صرف و دور از واقعیت تبدیل شود. روایت درست، روایتی است که رنج، دلتنگی، ترس، فقدان، انتظار و دشواری را نیز ببیند. عظمت آزادگان دقیقاً زمانی بهتر فهمیده می‌شود که بدانیم آنان از شرایط آسان عبور نکردند؛ بلکه ارزش ایستادگی‌شان از دل همان دشواری‌ها شکل گرفت.

از سوی دیگر، ثبت خاطرات آزادگان یک ضرورت تاریخی است. با گذشت زمان، شاهدان مستقیم بسیاری از وقایع دفاع مقدس از میان ما می‌روند و اگر خاطرات آنان ثبت نشود، بخشی از تاریخ شفاهی کشور برای همیشه از دست خواهد رفت. امروز دیگر صرفاً بحث بزرگداشت یک نسل مطرح نیست؛ مسئله، حفظ اسناد زنده یک دوره تاریخی است.

در این میان، شهرستان‌هایی مانند رامهرمز نیز ظرفیت مهمی برای روایت این تاریخ دارند. هر شهر و روستا، خاطرات و چهره‌هایی دارد که بخشی از تاریخ دفاع مقدس را با خود حمل می‌کنند. شناسایی آزادگان، ثبت خاطرات آنان، روایت خانواده‌هایشان و تبدیل تجربه‌های شخصی آنان به روایت‌های ماندگار، می‌تواند دفاع مقدس را از یک مفهوم کلی و دور به تجربه‌ای ملموس و انسانی برای نسل جدید تبدیل کند.

۲۶ مرداد، بنابراین، بیش از آنکه فقط روز بازگشت باشد، روز بازخوانی یک پرسش بزرگ است: انسان در سخت‌ترین شرایط، چه چیزی را می‌تواند از دست بدهد و چه چیزی را نباید از دست بدهد؟

آزادگان پاسخ این پرسش را با زندگی خود دادند. ممکن بود آزادی جسمانی آنان سال‌ها به تأخیر بیفتد، ممکن بود از خانه و خانواده دور بمانند و ممکن بود دشواری‌های اسارت آنان را فرسوده کند؛ اما اگر اراده، ایمان و کرامت انسان باقی بماند، دشمن به مهم‌ترین هدف خود نرسیده است.

به همین دلیل، آزادگان را باید بخشی از شناسنامه اخلاقی و تاریخی ایران دانست؛ مردانی که تجربه آنان فقط متعلق به گذشته نیست. آنان به نسل امروز یادآوری می‌کنند که مقاومت همیشه در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی در سکوت یک اردوگاه، در تحمل یک روز دشوار، در حفظ امید یک خانواده و در انتظار طولانی برای بازگشت عزیزان نیز مقاومت شکل می‌گیرد.

۲۶ مرداد، روزی است برای به یاد آوردن همین حقیقت؛ اینکه برخی انسان‌ها از اسارت بازمی‌گردند، اما برخی چنان از آن عبور می‌کنند که خود، به معنای یک واژه تبدیل می‌شوند.

آزادگان برای ملت ایران فقط «بازگشتگان از اسارت» نیستند؛ آنان روایت زنده نسلی هستند که نشان داد می‌توان در محاصره دیوارها بود اما محصور نشد، می‌توان از وطن دور بود اما از وطن جدا نشد و می‌توان سال‌های دشوار را پشت سر گذاشت اما اجازه نداد رنج، عزت انسان را از او بگیرد.

میراث آزادگان، در نهایت، یک پیام ساده اما عمیق دارد: آزادی پیش از آنکه در باز شدن درهای یک اردوگاه معنا پیدا کند، در آزاد ماندن روح انسان معنا پیدا می‌کند.

و شاید به همین دلیل است که پس از گذشت بیش از سه دهه از آغاز بازگشت آنان، هنوز نام آزادگان برای ملت ایران با واژه‌هایی چون صبر، مقاومت، عزت و سربلندی همراه است؛ چراکه آنان از اسارت بازگشتند، اما چیزی فراتر از آزادی را با خود به خانه آوردند: روایتی ماندگار از آزادگی.

انتهای خبر/

کپی لینک کوتاه خبر
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار​
جستجو کردن