۲۱:۲۶

۱۴۰۵/۰۳/۰۱

فردوسی؛ پاسدار خاموش هویت ایرانی

رامهرمزآنلاین| ۲۵ اردیبهشت، تنها یک مناسبت تقویمی برای بزرگداشت یک شاعر نیست؛ روزی است برای بازخوانی هویت، زبان و ریشه‌هایی که قرن‌ها در تندباد حوادث، پابرجا مانده‌اند. روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، یادآور مردی است که با واژه‌ها، برای یک ملت سنگر ساخت.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری-تحلیلی رامهرمز‌آنلاین؛ در روزگاری که ایران، زخمیِ هجوم بیگانگان و درگیر آشفتگی‌های سیاسی و فرهنگی بود، مردی در گوشه‌ای از خراسان برخاست که نه شمشیر در دست داشت و نه سپاهی در اختیار؛ اما کاری کرد که شاید از هزاران جنگ و کشورگشایی ماندگارتر بود. حکیم ابوالقاسم فردوسی، با سی سال رنج و مجاهدت، زبان فارسی را از لابه‌لای غبار فراموشی بیرون کشید و آن را به ستون استوار هویت ایرانی بدل ساخت.

امروز، وقتی از فردوسی سخن می‌گوییم، در حقیقت از یک شاعر صرف حرف نمی‌زنیم؛ از یک اندیشه سخن می‌گوییم. از مردی که فهمید اگر زبان یک ملت آسیب ببیند، حافظه تاریخی‌اش نیز آرام‌آرام فرومی‌ریزد. او دریافت که اگر روایت‌ها فراموش شوند، ملت‌ها نیز در گذر زمان بی‌ریشه خواهند شد. برای همین، شاهنامه را نه فقط برای شعر، بلکه برای بقا سرود.

شاهنامه، صرفاً کتابی از نبرد رستم و سهراب و افسانه پادشاهان نیست؛ سندی زنده از روح یک ملت است. کتابی که در دل خود، مفاهیمی چون جوانمردی، غیرت، میهن‌دوستی، عدالت‌خواهی، وفاداری، مقاومت در برابر ظلم و احترام به خرد را حمل می‌کند. فردوسی، قهرمانان را فقط برای سرگرمی نساخت؛ او الگوهایی برای نسل‌ها خلق کرد.

شاید یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری فردوسی، همین باشد که زبان را از سطح واژه فراتر برد و آن را به رگ‌های هویت ایرانی پیوند زد. او ثابت کرد که ملت‌ها پیش از آن‌که با مرزهای جغرافیایی شناخته شوند، با زبان و روایت‌هایشان زنده می‌مانند.

امروز، در عصر شبکه‌های اجتماعی، سرعت انتقال اطلاعات و هجوم واژگان بیگانه، مسئله زبان فارسی بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه است. اگر در گذشته، تهدید زبان از مسیر سلطه سیاسی می‌آمد، امروز تهدیدها پیچیده‌تر شده‌اند؛ از فراموشی واژگان اصیل گرفته تا رواج ادبیات سطحی، آشفتگی نوشتار و فاصله گرفتن نسل جدید از گنجینه‌های ادبی.

این البته به معنای مخالفت با تحول یا ارتباط جهانی نیست؛ زبان، موجودی زنده است و رشد می‌کند. اما رشد با فرسایش فرق دارد. توسعه با ازخودبیگانگی تفاوت دارد. هیچ ملتی با قطع ارتباط از ریشه‌های فرهنگی خود، به پیشرفت پایدار نرسیده است.

در چنین شرایطی، پاسداشت زبان فارسی تنها وظیفه نهادهای فرهنگی نیست؛ مسئولیتی عمومی است. از خانواده و مدرسه گرفته تا رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و فعالان فضای مجازی، همه در قبال سلامت زبان فارسی سهم دارند. هر واژه درست، هر متن سالم و هر تلاش برای ترویج ادبیات فاخر، گامی کوچک در مسیر حفظ میراثی بزرگ است.

نسل امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی فردوسی نیاز دارد؛ نه فقط برای شناخت شاهنامه، بلکه برای فهم ریشه‌های هویت خویش. در جهانی که ملت‌ها برای تثبیت فرهنگ خود هزینه‌های کلان می‌پردازند، ایران یکی از عظیم‌ترین پشتوانه‌های فرهنگی جهان را در اختیار دارد؛ گنجینه‌ای که نامش فردوسی است.

۲۵ اردیبهشت، تنها سالروز بزرگداشت یک شاعر نیست؛ یادآوری یک مسئولیت تاریخی است. مسئولیت حفظ زبانی که قرن‌ها با آن زیسته‌ایم، عاشق شده‌ایم، جنگیده‌ایم، شعر گفته‌ایم و تاریخ ساخته‌ایم.

شاید اگر امروز زبان فارسی همچنان استوار ایستاده و هنوز می‌تواند روایتگر احساس، حماسه و هویت باشد، بخشی از این ماندگاری را باید مدیون مردی دانست که هزار سال پیش، خاموش و بی‌ادعا، برای ایران قلم زد؛ مردی که حقیقتاً «پاسدار زبان فارسی» بود.

«بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی»

انتهای خبر/

کپی لینک کوتاه خبر
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار​
جستجو کردن